فراموش نمیکنیم هنگامیکه سازمان ثبت کلنگ پرداخت الکترونیکی وجوه را در دفاتر اسناد رسمی به زمین زد چقدر در بوق و
کرنا کردند که خدمات در ادارات و دفاتر ثبت
الکترونیکی شده و از این پس رفت و آمد ارباب رجوع کاهش میابد و ...
در آن زمان، بسیاری از همکاران و ارباب رجوع این کار سازمان را ستودند و
امیدوار شدند که سازمان ثبت هم تصمیم به پیشرفت و گذار از مرحله سنتی گرفته غافل
از اینکه این هم یکی از اهرمهای فشار دفاتر است ، هیچ کس (غیر از مسئولین مربوطه)
تصورش را هم نمیکرد که این سیستم روزی
بلای جان کاربران آن و ارباب رجوع گردد. دستگاهی که می باید در جهت تسهیل و تسریع عملکرد و خدمات رسانی باشد
در عمل تبدیل به چالشی بین سازمان ثبت، بانک ملی، شرکت سامان، کانون، دفاتر اسناد
رسمی و مردم گردید
که رایزنیها ، مذاکرات ، اعتراضات و ... هم راه بجایی نبرد. سازمان به هیچ وجه
راضی نمیشود که انتقادات به حق دفاتر را شنیده و از خواسته غیرقانونی خود عقب
نشینی کند. سازمان ثبت بدون وقفه، به انحاء مختلف بخشنامه، دستورالعمل و تهدیدنامه
صادر میکند تا به هدف خود (که تاکنون بطور رسمی از ناحیه سازمان اعلام نشده) برسد.
برخی همکاران در وبلاگهای خود به ایرادات و دلایل فرضی و بنی اسرائیلی
سازمان کاملا پاسخ منطقی داده اند بطوریکه اگر ذره ای تفکر و منطق پشت این همه
بخشنامه های غیرقانونی می بود تاکنون جواب خود را گرفته و آنها را لغو و متوقف
مینمود و بیش از این حیثیت خود را به تاراج نمیگذاشت. ولی دریغ !
نگاهی به تاریخچه مختصر حق التحریر و دستگاه پوز برای تنویر افکار عمومی و
تصمیم گیری بهتر مسئولین
و قضاوت آیندگان، خالی از لطف نخواهد
بود:
1- بند 1 ماده 50 و ماده 54 قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354 و ماده 58 و
59 آئین نامه دفاتر اسناد رسمی مصوب 1317 که همگی دلالت بر اخذ و دریافت تحریر طبق
تعرفه مصوب از ارباب رجوع دارند و قانونگذار تکلیفی برای نحوه دریافت و واریز کردن
به حساب معینی ننموده است برخلاف وجوه عمومی و حق الثبت که طبق ماده 52 و سهم
کانون که مطابق ماده 55 قانون دفاتر اسناد رسمی به حساب مخصوصی باید واریز گردد.
2- دستورالعمل شماره 24561/34/1 مورخ 10/10/79 سازمان ثبت مبنی بر افتتاح
حساب مخصوص در بانک ملی و واریز حق التحریر در آن.
3- دادنامه شماره 196 مورخ 3/4/86 دیوان عدالت اداری مبنی بر ابطال
دستورالعمل شماره 24561/34/1 مورخ 10/10/79 سازمان
ثبت.
رأی هیئت عمومی: با عنایت به اینکه حق التحریر برابر
مقررات مربوط متعلق حق سردفتر اسناد رسمی است و با عنایت به اعتبار اصل تسلیط، شخص
مزبور متمکن از نحوه نگهداری و برخورداری و مصرف مشروع و قانونی آن میباشد، بنابراین وضع قاعده آمره مبنی بر الزام سردفتر
اسناد رسمی به افتتاح حساب قرض الحسنه در شعبه بانک ملی به منظور واریز حق التحریر
اسناد رسمی در حساب مزبور خارج از حدود اختیارات سازمان ثبت اسناد و املاک کشور
است و بدین جهت بخشنامه مورد اعتراض مستنداً به بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون
دیوان عدالت اداری مصوب 1385 ابطال میشود.
4- بموجب تبصره ماده 14 قانون دیوان عدالت مصوب 1385 پس از صدور حكم مبنی
بر نقض رأی یا لغو اثر از تصمیم و اقدام مورد شكایت یا الزام طرف شكایت به اعاده
حقوق تضییع شده، مراجع طرف شكایت علاوه بر اجراء حكم، مكلف به رعایت مفاد آن در
تصمیمات و اقدامات بعدی خود میباشند.
5- نصب دستگاههای کارتخوان بانک ملی با همکاری سازمان ثبت و شرکت سامان در
دفاتر اسناد رسمی سراسر کشور در سال 1388 و الزام به واریز حقوق دولتی (حق الثبت و
مالیات نقل و انتقال و سهم کانون) از طریق این دستگاه.
6- تبصره 7 تعرفه حق التحریر مصوب 1390 مبنی بر اختیار دفاتر برای واریز
تحریر با دستگاه کارتخوان مستقر در دفترخانه.
7- نامه شماره 90/132604 مورخ 19/7/90 و شماره 228257/90 مورخ 16/12/90
مدیر کل بازرسی سازمان ثبت و ... مبنی بر تهدید دفاتر اسناد رسمی که تحریر را از
طریق دستگاه پوز منصوبه سازمان ثبت و بانک ملی واریز نکرده اند به همراه لیست
اسامی دفاتر مذکور !!!
8- نظر مشورتی کانون به شماره 6903 مورخ 18/7/90 و شماره 2683 مورخ 30/3/91
مبنی بر عدم تکلیف دفاتر نسبت به واریز تحریر با دستگاه کارتخوان.
9- بخشنامه شماره 71786/91 مورخ 17/4/91 معاونت امور اسناد سازمان ثبت و
دستور جمع آوری دستگاههای کارت خوان غیرمتصل به سامانه پرداخت الکترونیکی (بانک
ملی) !!!
10- بازرس اداره ثبت با تک تک دفاتر تماس میگیرد و میپرسد « آیا شما غیر از
دستگاه مذکور، پوز دیگری هم دارید و بعد دستور میدهد اگر دارید جمع کنید و یک نامه
(بقول ایشان تعهدنامه) به ثبت بنویسید که ما دستگاه دیگری نداریم » !!!
11- از برخی شهرها خبر رسیده که بازرسین ثبت برای سران دفاتری که بیش از یک دستگاه کارتخوان دارند کیفرخواست صادر نمودند !!!
و این داستان ادامه دارد ...